عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
332
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
مقام كرد . و محمد بن اجهد [ 1 ] صاحب شرط بخارا بود و بمرو بود . او بنزديك احمد بن سهل آمد با محمد بن المهلب بن زراره [ 2 ] المروزى ، و از آنجا باز گشتند و به بخارا رفتند . و اين احمد بن سهل از اصيلان عجم بود و نبيرهء يزدجرد شهريار [ 3 ] بود ، و از جملهء دهقان جيرنج [ 4 ] بود ( كه ) از ديهاى بزرگ مرو است . و جد احمد كامگار نام بود ، و به مرو گلى است كه برو باز خوانند « گل كامگارى » ، گويند بغايت سرخ باشد . و اين كامگاريان خدمت طاهريان كردند ، و برادران همه دبيران و منجمان بودند : فضل و حسين و محمد ، پسران سهل بن هاشماند . كه علم نجوم نيكو دانست . [ 5 ] روزى او را پرسيدند : كه طالع پسران خويش چون ننگرى ، [ 6 ] تا عاقبت ايشان چگونه خواهد بود ؟ گفت : چه نگرم كه هر سه به يك روز كشته خواهند شد ، اندر تعصب عرب . و همچنان بود . [ 7 ] و احمد چون بزرگ شد ، خون [ 8 ] برادران طلب كرد ، هزار مرد با او گرد آمدند . پس
--> [ ( 1 - ) ] كذا در هر دو نسخه و مطبوع . ابن اثير 7 ر 25 محمد بن جيد . ميرخوند : محمد بن جنيد . ابن خلدون 4 ر 338 محمد بن جند - محمد بن جيد . [ ( 2 - ) ] كذا در هر دو . شايد زراره باشد . [ ( 3 - ) ] بقول ابن اثير : احمد بن سهل بن هاشم بن وليد بن جبله بن كامگار بن يزدجرد شهريار بود ( تاريخ ابن خلدون 4 ر 338 ) . [ ( 4 - ) ] در هر دو نسخه حرنح بدون نقاط . اما جيرنج معرب گيرنگ است كه تا عصر مغل هم شهرت داشت . [ ( 5 - ) ] طبع برلن و تهران . . . هاشماند . ( و سهل ) علم نجوم . . . هر دو نسخهء خطى : هاشم اندر عام نجوم نيكو ؟ [ ( 6 - ) ] هر دو و مطبوع : بنگرى . [ ( 7 - ) ] ابن خلدون 4 ر 338 : و كان لاحمد اخوة ثلثة و هم محمد و الفضل و الحسين قتلوا في عصبية العرب و العجم . [ ( 8 - ) ] اصل : جون . ب : چون ؟